۱۳۸۹ بهمن ۵, سه‌شنبه

هفت روزهفته

یکم
سوار تاکسی می شوم.رادیو روشن است.به اجبار چند دقیقه ای به «صدای جمهوری اسلامی ایران»گوش می سپارم.تحلیلگر رادیو حرکت مردم تونس علیه دیکتاتوری و اقتصاد مافیایی را یک حرکت مذهبی معرفی می کند.گوینده ی اخبار می گوید:"پس از سال ها صدای اذان ازمناره های بغض گرفته ی مساجد تونس بلند شد."با خودم فکر می کنم چه ماهرانه این کارشناسان «تهدید» را به «فرصت» تبدیل می کنند.با این که در صف دشمنان مردم کار می کنند اما منصفانه است که به مهارت مدیریتی شان آفرین بگویم.
دوم
تیم احمدی نژاد اصرار دارد علیرغم تهدیدهای امنیتی ناشی از کرم رایانه ای«استاکس نت» نیروگاه بوشهر هرچه زودتر راه اندازی شود.وجود احتمال فاجعه ای شبیه «فاجعه ی اتمی نیروگاه چرنوبیل اوکراین»باعث نمی شود که آنها ازامتیاز این کارت در بازی جنگ روانی منصرف شوند.این تیم با به بازار فرستادن بنزین غیراستاندارد که موجب آلودگی خطرناک هوای تهران شد ثابت کرده است که در بازی قدرت هیچ«خط قرمز اخلاقی» را به رسمیت نمی شناسد.
سوم
به این فکر می افتم که «حمید مولانا» که با حکم رسمی،مشاور احمدی نژاد است مگر تبعه ی آمریکا نیست؟ مگر با بورسیه ی وزارت خارجه ی آمریکا به آن کشور مهاجرت نکرده است؟ مگر طبق قانون اخذ تبعیت آمریکا،سوگند یاد نکرده است که به منافع آمریکا وفادار باشد؟! عجیب نیست که مشاور احمدی نژاد که فقط در سال 1387 مبلغ 390میلیون تومان از بودجه ی مملکت دریافت کرده است و متن سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا را نوشته است و تئوری سقوط امپراطوری آمریکا را به دهان احمدی نژاد انداخته است نمک پرورده ی وزارت خارجه ی آمریکا و سوگند خورده ی پرچم ایالات متحده است؟!
چهارم
ماجرای دست داشتن جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان در ترور رفیق حریری باعث آشفتگی در تعادل نیروها در خاورمیانه شده است.دست داشتن جمهوری اسلامی در ترور رفیق حریری نشان می دهد که برای حاکمان این نظام،داشتن قدرت در لبنان مهم تر از ثبات و امنیت در آن کشور است.بی ثباتی در لبنان به نفع هیچ کس بیشتر از اسرائیل نیست.بازی جمهوری اسلامی با صهیونیست های آمریکا(نومحافظه کاران)و احزاب دست راستی اسرائیل،بازی پیچیده ای است.به نظر نمی رسد گردانندگان این بازی در ایران در شعار«مرگ بر اسرائیل»نیز صادق باشند.این تعامل،یک بازی«چند سطحی» است.در یک سطح ایران و اسرائیل دشمنان استراتژیک معرفی می شوند و در سطح دیگر بازی،جناح راست ایران و جناح راست  اسرائیل با یکدیگر همکاری می کنند تا جناح های معتدل و چپ ایران و اسرائیل را در موضع ضعف قرار دهند و «جمهوری خواهان» در رقابت   بعدی ریاست جمهوری ایالات متحده برنده شوند!
پنجم
گزارش های اقتصادی نشان می دهد که ونزوئلا-همکار تاکتیکی جمهوری اسلامی-تنها کشور آمریکای جنوبی است که در سال گذشته رشد اقتصادی نداشته است.«هوگو چاوز»-برادر دوقلوی احمدی نژاد در ونزوئلا-با گرفتن امتیازات کلان اقتصادی از ایران و تزریق پول در جامعه توانست محبوبیت خود را در بین عوام ونزوئلا حفظ کند و در مسیر ریاست جمهوری مادام العمر یک قدم به جلو بردارد.اما نظام های استبدادی که همفکری با کارشناسان و نظارت پارلمان را برنمی تابند در نهایت در حوزه ی اقتصاد زمین گیر می شوند.
ششم
تاکتیک جمهوری اسلامی برای مقابله به مثل با غرب در افغانستان شکست خورد.گردانندگان سیاست خارجی،تصمیم گرفتند در یک بازی ناشیانه به تلافی تحریم سوختی ایران،ترانزیت مواد سوختی به افغانستان را مسدود کنند و از این طریق دسترسی نیروهای ناتو به سوخت را با مشکل مواجه کنند.نتیجه ی این بازی ناشیانه سقوط شدید محبوبیت و مقبولیت جمهوری اسلامی در افکار عمومی افغانستان بود:سفارت جمهوری اسلامی در کابل شاهد فریادهای مردم افغانستان علیه سیاست های آشوب زای جمهوری اسلامی و پاره شدن و لگدمال شدن عکس های خامنه ای و احمدی نژاد بود.
هفتم
در این هفته به مناسبت سالروز اعدام«نواب صفوی»بسیاری از رسانه های وابسته به حکومت به تجلیل از وی پرداختند.«سید مجتبی میرلوحی»-با اسم مستعار نواب صفوی-یکی ازکسانی بود که نهضت مدنی مردم ایران در دهه ی 30و40را به سمت رادیکالیزم و خشونت سوق داد.زنجیره ی ترورهای او از احمد کسروی (نویسنده ی نقاد و نواندیش) شروع شد و سپس بازیگران عرصه ی سیاست را دربرگرفت(حسنعلی منصور و حاجیعلی رزم آرا).
خاطرات حاج مهدی عراقی که درکتاب «ناگفته ها» منتشر شده است نشان می دهد که «نواب صفوی»برای پیشبرد اهداف خود حتی آیت الله کاشانی را نیز به ترور تهدید کرده بود.آن زمان که «میرلوحی» و تیم اش مبارزه ی خشونت آمیز را باب کردند نه آیت الله العظمی بروجردی و نه حتی آیت الله خمینی آنها را حمایت وتایید نکردند با این حال دستگاه رسانه ای جمهوری اسلامی با «تحریف تاریخ»و«قهرمان سازی»،مسیر امتیاز جمع کردن برای اثبات حقانیت این نظام را سالهاست دنبال می کند.
کار این دستگاه رسانه ای دو مرحله دارد:ابتدا بزرگ کردن یک شخصیت تاریخی ازطریق تحریف تاریخ و تبدیل او به «اسطوره» و  سپس«سنجاق کردن» این اسطوره به دامن جمهوری اسلامی .آنگاه قرار است این دامن"آلوده به خون بیگناهان" با نمایش "اسطوره ها" تطهیر گردد.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر